«شعر �اطمی»؛ از جمال تا کمال

________________________________________________________________________________________________________________________________________

گروه ادب ــ رضا اسماعیلی معتقد است؛ شعر �اطمی، محصول پیوند اندیشه و ت�کر با تصویر و تخیل است، ولی در بند تخیل نیست، زیباست، ولی زیبامدار نیست.

جمعه//// «شعر �اطمی»، از جمال تا کمال

به گزارش خبرنگار ایکنا؛ رضا اسماعیلی، شاعر و پژوهشگر حوزه ادبیات آئینی در یادداشتی کارنامه شعر �اطمی را بررسی کرده و معتقد است؛ کاستی‌هایی در این زمینه وجود دارد که باید تلاش بیشتری برای به کمال رساندن آن کرد.

بی‌هیچ شکی کارنامه شعر آیینی و �اطمی روزگار ما از آثار �اخر، عمیق و ارجمند بی‌بهره نیست. بدیهی است در طول چهل سال گذشته شاعران روشن‌ اندیش دین آگاه، برگ‌های بسیار زرینی بر این صحی�ه پرا�تخار و باشکوه ا�زوده‌اند که قابل ستایش و تقدیر است. اما از آنجا که سق� انتظار و توقع جامعه دینی ما از شعر و شاعران آیینی، هم‌ترازی با قله‌های سر به �لک کشیده‌ای همچون �ردوسی، ناصرخسرو، سنایی، عطار، مولانا، حا�ظ و سعدی است، وضع «موجود» را با آرمان «موعود» می‌سنجند و از این منظر در این کارنامه کاستی‌هایی می‌بینند که تذکر و یادآوری این کاستی‌ها ما را به تلاش بیش‌تر برای به کمال رساندن آن کمک می‌کند.

به اذعان بیشتر کارشناسان و پژوهشگران، این گونه ادبی برای رسیدن به کمال همچنان نیازمند پالایش و پیرایش محتوایی و مضمونی است که نباید از روی مصلحت‌سنجی از این دقیقه غا�ل بود. یادمان نرود که صیانت و پاسداری از این میراث گران‌سنگ معنوی، رسالتی است که بر دوش یکایک ما سنگینی می‌کند.

از منظر اسلام و قرآن، شاعر آیینی اصیل کسی است که شعرش حاصل جمع «تعهد ادبی» و «تعهد دینی و انسانی» باشد. تعهد ادبی یعنی «چگونه گ�تن»، یعنی صورت، ساختار و تکنیک. «تعهد دینی و انسانی» نیز یعنی در کنار چگونه گ�تن، به «چه گ�تن» بها دادن. یعنی شعرمان محصول تل�یق هنرمندانه «�رم و محتوا» و آمیزه‌ای مقبول از «چگونه گ�تن» و «چه گ�تن» باشد. یعنی ساختار، تکنیک و مؤل�ه‌های زیباشناختی را در خدمت و استخدام مضمون و محتوای �اخر و ارجمند در آوردن. یعنی به شعر به چشم هد� «غایی و نهایی» نگاه نکردن، بلکه از هنر شعر به عنوان وسیله‌ای برای ابلاغ پیام‌های انسانی و اخلاقی بهره گر�تن.

متأس�انه بعضی از شاعران روز و روزگار ما به �ریب دلبرانگی کلام، رسالت انسانی و اجتماعی خویش را از یاد برده‌اند و برای دل‌ربایی از خلق روزگار، در مکتب شاعری «ساحری» آموخته و در شعر �قط و �قط به دنبال مشاطه‌گری و بزک کردن کلمات‌اند. از همین رو تنها دغدغه این گروه از شاعران، کسب مهارت در «آداب دلبری» و آموختن رمز و راز «چگونه گ�تن» است، نه اندیشیدن به ادب و آداب «چه گ�تن» که محصول و دستاورد «تعهد انسانی و اجتماعی» است. حال آن که گوهر و جوهر شعر «تعهد و رسالت» است.

دکتر ش�یعی کدکنی در کتاب ارزشمند «با چراغ و آینه» در مقاله‌ای با عنوان «معجزه پروین» بر تعری� غلطی که از شعر در ذهن و زبان بعضی از شبه روشن�کران جامعه ما نقش بسته است، خط بطلان می‌کشد و با تأکید بر شعر پروین اعتصامی به بازتعری� شعر پرداخته و می‌گوید:

«این نقد‌ها و نظریه‌ها، از موضع مجاز و استعاره و بر روی هم صوَر خیال شعر را بررسی می‌کنند و مرز «شعر» و «ناشعر» را در حضور یا غیبت «بیان تصویری» و بیشتر استعاره، می‌بینند. براساس این نظریه‌ها اگر کلماتی از نوع «موج، دریا، خیزاب، طو�ان، گرداب و آنچه به آب و دریا مرتبط شده» با «نماز و قبله و زیارت و دعا و توبه و آنچه به عبادت مرتبط است»، درهم ریخته شود و برحسب تصاد�، جملاتی از آن به وجود آید که:

ال�) نماز موج به سوی قبله گرداب است.
ب) طو�ان به زیارت ساحل می‌رود.
این عبارات تصاد�ی، شعر است و شعر ناب است؛ ولی:
مادر موسی چو موسی را به نیل
در�کند از گ�ته رب جلیل
خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه
گ�ت: کای �رزند خ�رد بی‌گناه
گر �راموشت کند لط� خدای.
چون رهی زین کشتی بی‌ناخدای؟

تا آخر این منظومه درخشان بی‌همتا، شعر نیست، نظم است! چون شاعر قبلاً این‌ها را اندیشیده و شعر با اندیشه در تعارض است؛ جایی که اندیشه حضور داشته باشد، شعر غایب است. شعری که گوینده به موضوع آن از قبل اندیشیده باشد، شعر نیست، نظم است.»

اولویت اول شعر �اطمی نیز به باور بعضی از شاعران که نگاهشان به شعر مثل نگاه به یک کالای لوکس و تجملی است، و شعر را تنها محملی برای تولید التذاد ادبی و هنری می‌دانند، مؤل�ه‌های جمالی و زیباشناختی است. در ذهن و زبان این گروه قلیل از شاعران، مضمون، ت�کر و اندیشه در شعر یا محلی از اعراب ندارد و یا در مراتب بعدی اهمیت قرار می‌گیرد. اینان برای خود ب�تی از زبان تراشیده‌اند و بر این باور پای می‌�شارند که حاکم مطلق سرزمین شعر «زبان» است، از همین رو تمام نبوغ و توانمندی‌های شاعر باید در خدمت خداوندگار خودساخته‌ای به نام زبان باشد ولاغیر! از همین رو، در مسند شعر و شاعری، به جای «دلیری»، به دنبال دلبری، و به جای «روشنگری» به دنبال سخنوری و صنعتگری‌اند. یعنی به �رم و صورت شعر بیش از مضمون و سیرت آن می‌اندیشند، و همین صورت‌گری و صورت‌پرستی آنان را از درونه و باطن، و جان و جهان شعر اصیل پارسی که «بیدارگری» و «حکمت» است، غا�ل می‌کند، تا بدانجا که گاهی بر توهمات و تخیلات مالیخولیایی و روان‌پریشانه خویش نیز نام شعر می‌گذارند.

این واقعیتی غیرقابل انکار است که بعضی از شعر‌های �اطمی – با وجود دلبرانگی‌های صوری و ساختاری - مضامین سست و غیر ارجمندی دارند، مضامینی که به تحری�، خرا�ه و گزا�ه آلوده است، و به نوعی وهن خاندان رسالت محسوب می‌شود، ریشه این آ�ت نیز چیزی جز این نیست که امروز ما به جای پرداختن به «تحلیل» بیش‌تر به «تجلیل» بزرگان دین مشغولیم.

برای پی بردن به درستی این ادعا کا�یست به بازخوانی مجموعه اشعاری بپردازیم که «پیشانی نوشت» آیینی دارند، ولی سرشت و سرنوشت آیینی، نه! «موضوع» آیینی دارند، ولی «موضع آیینی»، نه! بنابراین گزاره درست‌تر آن است که بگوییم شعر �اطمی، محصول پیوند اندیشه و ت�کر با تصویر و تخیل است، ولی در بند تخیل نیست، زیباست، ولی زیبامدار نیست.

جان کلام آن که شاعر �اطمی پیش و بیش از آن که به دنبال جلوه‌�روشی و مشاطه‌گری باشد، زیبایی را در خدمت تعهد و پرده‌برداری هنرمندانه از سیمای روحانی و �ضایل انسانی بانوی کوثر می‌خواهد. امید آن که با همت بلند دغدغه‌مندان و پیشکسوتان دین‌آگاه این عرصه، شاهد �را رسیدن روزی باشیم که شعر آیینی و �اطمی از منزل جمال به قا� کمال صعود کند و به جایگاه شایسته و بایسته خود در جامعه دست یابد. ان شاءالله.

 

خبرگزاری قرآن، 19 بهمن 1397

http://iqna.ir/fa/news/3787130/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.