۷۶

خيلي تنبل شدم براي نوشتن 

روزهاي زيادي ﮔذشتند 

شش ماه مرخصي بعد از عيد تموم شد 

استادم داشت ميرفت خارج از كشور و ﮔفت بايد تا تير دفاع كني

روزهاي خيلي سخت و  پر استرسي بود 

دختر تو شش ماه همكاري خوبي كرد خوب خوابيد و من تونستم تز رو بنويسم

ولي ديكه رفتم سركار نتونستم روش كار كنم

بزور  پاور دفاعم رو ساختم

اين وسط هم مرخصي زايمانم دجار مشكل شد و فك ميكنم بخاطر ناشي ﮔري مسئول اموزش استرسهاي زيادي بهم وارد شد ثبت نامم رو هوا بود و مجوز دفاع نداشتم و زمان داشت از دست ميرفت يه بار هم مجبور شدم با دختر بيام تهران و بجه رو بسبارم به بقيه و برم دنبال كارم 

خدا نكنه ادم كارش تو ادارات دولتي ﮔير بيافته 

سر كار هم خانم همكار هول برش داشته بود كه من دارم مدركمو مي ﮔيرم موقعيتش بخطر نيافته اين وسط حال ﮔيري مي كرد

بالاخره دفاع كردم و تموم شد

واقعا سخت و سنكين بود برام باحضور بجه و شغل و راه دور و...ديكه خونه و خةنه داري صفر شده بود الانم هنوز صفره البته

هنوز كارهاي فارغ التحصيلي مونده مقالاتم مونده رقابت با همكار هم يه بحث ديكه ست تو خونه هم كه كامل در اختيار دختر 

بحران اب و امنيت و  پوشك و قحطي... كه فول استرسمون كرده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.