یک روایت بالینی از کار در بخش مراقبت های ویژه کودکان


توسط: ...

دیشب متفاوت ترین شیفت را در این دو ماه گذراندم. دیروز من عصر و شب بودم. سه تا مریض داشتم. ّکیان سه ساله با زمینه فلج مغزی.

امیر حسین دیالیز صفاقی می شد و مادر و پدری ناشنوا داشت و امیر علی با ابله مرغان که با خواب الودگی اومده بود.

تقریبا ساعت شش بود رفتم بالا سر کیان علایم حیاتی شو گرفتم دیدم سرمش تموم شده رفتم درست کردم و برگشتم بالا سرش. دیدم همه ی خط های مانیتور صاف شد

فکر کردم چست لیدها شل شدن بعد دیدم مریض تاکی پنه داشت ولی الان حرکتی نداره اصلا.بی قدری صحنه بدی بود که کاملا شوکه کننده بود.

با همچین صحنه ای مواجه نشده بودم. یعنی دیده بودم ولی هیچوقت مریض من نبود از نزدیک ندیده بودم. بچه ها رو صدا زدم و پوزیشن دادم و ماسک اکسیژن گذاشتم. بچه ها با پزشک تماس گرفتن و سی پی ار ادامه پیدا کرد تا اینتوبه شد اگر نمی رفتم بالاسرش........???

 @jouybari

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.