همیشه اون یکی منم :)

باید عدر خواهی کنم
از همه
که همیشه تو ذهنشون من ،
"اون یکی پسر" بودم..!
که هیچوقت،
حالا یا بخاطر ناخوداگاهم یا خوداگاهم،
اونی که فکر میکردن نبودم...
که حدس زده نشدم..و نمیشم
ببخشید اگه تو روی همه تون می ایستم و
میگم نطرم متفاوته با شما و این اصلا برام مهم نیس!
ببخشید که موضوعات مورد علاقم ، باهاتون فرق داره:)
و اینکه سریالایی که میبنم بنظرتون
چرته برام اندک اهمیتی نداره:)
اینکه چندماه کتاب نمیخونم و
یدفه تو چند روز چندتا کتاب تموم میشه زیر چشام..
اگه خلسه رفتنو ، موندن تو اون حال رو دوست دارم
ببخشید که من همیشه اون یکیم ..
نه پسر یه بابای میلیارد و
نه پسر یه مادرِ خیلی سرزبون دار..
.
پسری که اولین جایی که نظراتش نادیده گرفته شد ،
خانوادش بود و تئوری هاش تو دلش موند :)
و با این حال پدرش رو دوست داشت و عشق میورزید به مادرش ..
.
خلاصه معذرت اگه خیلی باهوش نبودم ، و شاید شما هیچوقت نفهمیدیدش :)
ببخشید که شعرام هیچوقت وزن درست نداره و
نیمایی نویس و سپید نویس شدم ...
ببخشید که بعضی وقتا خیلی هنرمند میشم و صدتا هنر از دستام میزنه بیرون..
ببخشید که عاشق عکاسیم ولی..
.
کل این پست پینوشت به زندگیمه :) پینوشت دلگیریام..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.