شعرِ«انتظار»،از فروغ تا قیصر

به نام خدا

______________________________________________________________________________

شعرِ«انتظار»،از فروغ تا قیصر

 

 

ایسنا، سرویس ادبیات و کتاب - رضا اسماعیلی مفهوم «انتظار» را در آثار شاعران مختلف بررسی کرده است. این شاعر در نوشتاری با عنوان «شعر سپید انتظار» که در اختیار ایسنا گذاشته نوشته است:

 

تو را من چشم در راهم

شباهنگام

که می گیرند در شاخ " تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی

وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم

تو را من چشم در راهم.

شباهنگام.

در آن دم که بر جا دره ها چون مُرده ماران خفتگانند

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

گرم یاد آوری یا نه

من از یادت نمی کاهم

تو را من چشم در راهم.(1)

نیما یوشیج 

     با مروری اجمالی در دواوین شعرای متقدم و معاصر، به راحتی می توان دریافت که از دیرباز تا کنون، شعر و ادبیات پارسی آیینه دار انتظار بوده است. هر چند این انتظار با دو چهره دینی(خاص) و غیر دینی(عام) که بیش تر صبغه اومانیستی(انسانی و عاطفی) دارد رخ نموده است، ولی پیام و جانمایه اصلی همه این شعرها چیزی جز انتظار ظهور «انسان کامل» برای تحقق «عدالت» و رسیدن به سرمنزل مدینه فاضله یا «آرمان شهر» انسانی نیست.

     این مضمون مختص شعر پارسی نیست، در ادبیات جهان نیز مضمون انتظار مورد توجه بسیاری از شاعران قرار گرفته و دستمایه خلق و آفرینش آثاری فاخر و مانا گشته است. چرا که اعتقاد و باور به ظهور منجی و «رهایی بخش»، یکی از آرمان های مشترک تمام ادیان الهی و توحیدی است. اعتقاد و باور به موعودی که در «روز ناگزیر» با سلام و لبخند می آید، زنجیر غلامان را می شکند، و انسان مغضوب و مصلوب را به عشق و صلح و آزادی دعوت می کند:

     «شاعر عاشق/ از شبحی که آینده اش می نامند/ پرسش می کند:/ چگونه و به چه هنگام آن انسان آرمانی زاده می شود؟/ و چگونه ما علائم و رموز آن را خواهیم گشود؟» (2)

 ( آدونیس، شاعر سوری )

    در حوزه شعر و ادبيات، استفاده از ظرفيت هاي والاي شعر دینی و آييني، راهكاري مناسب براي تحقق اين آرمان بزرگ و متعالي است. «موعوديه»، شعر «مهدوي» یا «انتظار» يكي از زیرشاخه هاي باطراوت و پربار شجره طيبه شعر آييني است. با توجه به گستردگي و تنوع دامنه اين گونه شاخص ادبي، بديهي است كه بررسي، ارزيابي و تحليل همه جانبه انتظار سروده ها در يك مقاله يا يك گفتار امكان پذير نيست. از همين رو در اين نوشتار، تنها تاملی اجمالی در نوسروده های شاعران معاصر خواهیم داشت. نوسروده هایی که عنوان سبز و روشن «انتظار» را بر پیشانی دارند، و پرداختن پر و پيمان تر به اين زير شاخه شعر آييني را به فرصتي فراخ تر مي سپاريم.

 

«انتظار» در شعر پیش از انقلاب

     در «شعر نو» پیش از انقلاب نام سه شاعر بزرگ با انتظار بیش از دیگران گره خورده است. نیما یوشیج - بنیانگذار شعر نو - با شعر معروف «تو را من چشم در راهم»، شاملو با شعری با مطلع« روزی ما دوباره کبوترهايمان را پيدا خواهيم کرد» (3)، و فروغ فرخزاد با شعر معروف«کسی که مثل هیچ کس نیست» که جهت تجدید خاطره بخشی از آن را زمزمه می کنیم. لحن و لهجه فروغ در این شعر، نقد وضع موجود، و اشاره به افق موعود است:

     «من خواب ديده ام که کسي مي آيد/ من خواب يک ستاره ي قرمز ديده‌ام/ و پلک چشمم هي مي پرد/ و کفش هايم هي جفت مي شوند/ و کور شوم/ اگر دروغ  بگويم/ من خواب آن ستاره ي قرمز را/ وقتي  که خواب نبودم ديده ام/ کسي مي آيد/ کسی می آید/ کسي ديگر/ کسي بهتر/ کسي که مثل هيچکس نيست...»(4)

(فروغ فرخزاد)

 

سیمای«انتظار» در شعر بعد از انقلاب

    در بخش اول از ذکر نام طاهره صفارزاده كه نام بلند او با «شعر مدرن ديني» روزگار ما پيوندي ناگسستني دارد و نسل امروز او را بيش تر با عنوان «شاعر انديشه» و «شعر بيداری» مي شناسد تعمدا خودداری کردم. صفارزاده هر چند در زمره شاعران پیش از انقلاب است، ولی از آنجا که بیش تر به عنوان شاعر انقلاب شناخته شده است، شایسته تر آن است که انتظار سروده های او را در شاخه شعر بعد از انقلاب مورد بررسی قرار دهیم. وی نیز در انتظار سروده اي تامل برانگيز و انديشمندانه، «انتظار» را هجرت از رخوت و «حرکت» به سوی نور و حضور تعریف می کند و با قاطعيتي برخاسته از يقين مي گويد:

    «هميشه منتظرت هستم/ بي آن كه در ركود نشستن باشم/ هميشه منتظرت هستم/ چونان كه من/ هميشه در راهم/ هميشه در حركت هستم/ هميشه درمقابله...»(5)

   (طاهرهصفارزاده)

    و به راستی نیز«انتظار» سازنده و اصیل، چیزی جز به پاخاستن، حركت، تكاپو و بيداري نیست. اعتراض برآمده از بطن مكتب انتظار، بايد اعتراضي ايجابي و سازنده باشد، نه اعتراضي تخريبي و بازدارنده. شاعران شيعي نیز انتظار را نه در نشستن و ايستايي، بلكه در برخاستن و پويايي معنا مي كنند. شعر انتظار، شعر مُردگي و بازدارندگي نيست، شعر زندگي و زايندگي است :

     «به ماه در شب برفی قسم/ که آفتاب ترینی تو/ و من تفاخر یک ذره در حوالی روز/ کجاست لحظه موعود؟/ دلم به برکه باران گرفته می ماند/ مرا به رود بخوان/ هنوز در من عشق/ پرنده ای ست/ که می خواند.» (6)

(مرتضی نوربخش)

     قیصر امین پور در انتظارسروده ای نیمایی با عنوان«روز ناگزیر»، سیمای آرمان شهری را به تصویر کشیده است که مطلوب و مقبول همه انسان های صلح طلب و آزادیخواه است. جامعه ای عاری از زشتی و پلشتی که از بطن آن انسان کامل می بالد و قد می کشد:

     «ای روز آفتابی !/ ای مثل چشم های خدا آبی !/ ای روز آمدن !/ ای مثل روز، آمدنت روشن!/ این روزها که می گذرد، هر روز/  در انتظار آمدنت هستم!/ اما/ با من بگو که آیا/ من نیز/ در روزگار آمدنت هستم ؟»

     جان کلام آن که «شعر انتظار»، شعری موضع مند و معترض است. شعري كه همواره بر وضع موجود مي شورد و به افق موعود اشاره مي كند. شعري كه داعيه پيكار با ظلم و بي عدالتي، زشتي و پلشتي و نامردي و نامردمي را دارد و به دنبال بسترسازي براي استقرار حاكميت « الله» بر جهان و بنيانگذاري «جامعه توحيدي» است. و اما لازمه اعتراض به وضع موجود، ترسيم آينده موعود است. اين كه ما بدانيم اكنون در چه نقطه اي قرار داريم و مطلوب ما رسيدن به كدامين نقطه و فتح كدامين قله است؟ مُسلمّا رسيدن به چنين بصيرتي، نيازمند نقد و آسيب شناسي دين و جامعه است.

     این یادداشت را با نوسروده ای عمیق و زیبا از عبدالحمید ضیایی که از شاعران روشن اندیش روزگار ماست به پایان می برم:

     «تو آن ستاره دنباله داری/ که هر هزار سال.../ و من منجمی کورم که/ به جست و جوی نام تو/ سنگ شکسته مزارهای کهن را/ دست می ساید/ دست می فرساید./ آن جذامی عاشق/ که هر غروب/ انتظار مسیحی دیگر را/ در سیاه کاسه چوبین اش/ قطره/ قطره می گرید.» (7)

(سید عبدالحمید ضیایی )

 

پانوشت ها:

1 - یوشیج، نیما، کماندار بزرگ کوهساران، سیروس طاهباز، تهران، ثالث، چاپ اول، 1380 ، صص 422 و 423.

2 - آدونیس- شاعر سوری- ترجمه موسی اسوار، مجموعه شعر«ستاره ها در دست»، ترجمه موسی اسوار، ناشر: سخن.

3 – مضمون شعر مورد اشاره که در کتاب «هوای تازه» چاپ شده، انتظار به معنای عام (غیردینی) است. احمد شاملو این شعر را تقدیم به «کامیار شاپور» کرده است.

4 – فرخزاد، فروغ، خداباوری در شعر فروغ، عبدالعظیم صاعدی، تهران، زوار، چاپ اول، 1386 ، صص 234 تا 238.

5 - صفارزاده، طاهره، طنين بيداري، تهران، تكا، چاپ اول، 1387، انتظار، ص217.

6 - نوربخش، مرتضی، شاعر پرنده ای ست، تهران، تکا، چاپ اول، 1386 ، لحظه موعود، ص 165.

7 - ضیایی، سید عبدالحمید، در تناسخ کلمات، تهران، تکا، چاپ اول 1387 ، انتظار، ص 124.

 

خبرگزاری ایسنا، شنبه 4 آذر 1396

https://www.isna.ir/news/96090301226/

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.