سخت ترین شب زندگی .. از مسیر نیش مورچه ها..

من یه سوم عمرم اگه خواب باشم ،
حشرات خونمون سه سوم عمرشونو در حال نیش زدن منن...
.
نمی‌دونم چرا ولی یه لحظه ذهنم رف روز مردنم...برای هممون هست بالاخره ...یه روز تو قبر بمونه آدم این جونورای خاک چیکار میکنن با این بدن ... میگن اول از همه هم چشمای آدم از بین می‌ره :)..من ک چشام رنگی نیس ولی اگه چشاتون رنگیه هم زیاد مغرور نشید ..
تهش غذای مورچه هاس...
چقدر تصورش تنمو میلرزونه ...
الان جرأت خوابیدن تو قبر و داریم ؟
ن ... بخدا ن..
زندگی به یه لحظه نزدن این ماهیچه سمت چپ سینه بنده ..
که قبل هر طپش خدا اجازه میده بزنه..
که اگه بگه نه
اونم میگه نه و نمیزنه...
یه جا میخوندم ، میگفت جون دادن مث کندن پنبه از خاره ...
وقتی نمونده ...
یه فکری ب حال خودمون بکنیم ...
خدا الویت چندم زندگیمونه...
بدبختی این نیس که اینجا زندگیمون سخت باشه ،
بدبختی اینه ک چیزی نداشته باشیم واسه بعد از اینجا...
.
امیرالمومنین علیه السلام ایشالا کمکمون کنه وقت رهایی روح از بدن ..توی سخت ترین شب زندگیمون کمکمون کنه.. شب اول ترس بیچاره می‌کنه ادمو..
.
اگه تا الان برا من حکمت آفرینش این موجودات آزار دهنده روشن نبود از الان به بعد روشنه. ‌‌‌‌... از نیش اینا یاد مرگ افتادم..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.