روایت های بالینی: تجربیاتی از یک پرستار

 
یکی از رویدادهای به یاد ماندنی مربوط به بیمار سالمندی است که به علت سوختگی شصت درصد بستری بود و طبق گفته پزشکان بیمار فوت میشد. در این مورد خانواده بیقرار بود و دائم در بخش بهانه گیری می کردند. خود بیمار خواستار دیدن پسرش بود که در استرالیا زندگی می کرد. بعد از کلی مذاکره با خانواده، آنها را راضی کردیم که پسر کوچکتر  را از استرالیا فرا بخوانند و بعد از دو روز فرزندشان از استرالیا آمد. پسرشان، پرستار  بخش مراقبت ویژه در استرالیا بود. بعد از ملاقات با پدر نه تنها پدر خیلی خوشحال شد بلکه وضعیت را به خانواده خودش گفت و باعث همکاری این خانواده با بخش شد. بعد از فوت بیمار خانواده کلی از بخش تشکر کردند و هدایایی را به بخش دادند.

 

روایت بالینی از دانشجوی کارشناسی ارشد- پرستار بالینی و با تجربه: آقای جعفری، دانشگاه علوم پزشکی گلستان، مربوط به تکلیف درسی


 


- سال ...، عصر تاسوعا بود که جوانی با پای خودش از درمانگاه ... به فوریت مراجعه کرد و گفت که درد قفسه سینه دارد بعد از ویزیت مشخص شد انفارکتوس میوکارد است و فورا اقدامات لازم صورت و توسط رزیدنت ویزیت گردید و پذیرش سی سی یو گرفته شد با تجویز پزشک جهت کاهش درد مرفین زده و بیمار ناگهان دچار سیانوز و تاکیکاردی بطنی گردید و بعد از احیای قلبی ریوی بیمار فوت نمود. مواردی که می توانست به بیمار کمک کند تا شاید زنده بماند:

 

- آوردن بیمار از درمانگاه ... با آمبولانس

- عدم استفاده مرفین- در سکته قلبی قدامی بهتر است مرفین استفاده نشود

- استفاده از شوک فورا بعد از تاکیکاردی بطنی

- درست چند مدت بعد ساعت دو نیمه شب بیماری بعد از مراجعه به فوریت دچار تاکیکاردی بطنی شده و در این موقع چون همراه بیمار نظاره گر این صحنه بودند آژیته شده و به پرسنل شروع به توهین کردند اما با توجه به تجربه قبلی فورا به بیمار شوک داده و به سی سی یو فرستاده شد و بیمار بعد از پنج روز ترخیص و همراه بیمار آمد به بخش فوریت و کلی عذرخواهی کرد


 

 کودک خردسالی به علت سوختگی در بخش بستری بود. خانواده ایشان از نظر مالی وضعیت خوبی نداشت و این باعث شده بود که یک روزی پزشک در رابطه با تغذیه و اهمیت آن وقتی با مادر کودک صحبت کرد بعد از رفتن پزشک، مادر کودک شروع به گریه کرد. این مسئله باعث شد یکی از پرسنل پرستاری تحت تاثیر قرار بگیره و لوازم مورد نیاز کودک را را خریداری کند بدون اینکه مادر از فرد کمک کننده آگاه شود و این باعث خوشحالی مادر شد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.