براشون لالایی میخونم..

نمیدونم
دقیقا در چه زمانی و
کجا
این اتفاق برام افتاد
گاهی ب خودم که میام
خودمو غرق توی غصه میبینم
مادرشونم
پدرشونم
بزرگشون میکنم
براشون لالایی میخونم..
بیشتر عمرم همراهم بودن..
گاهی زیاد
گاهی کم
و دلیلش مشخص نیس ..
.
پ.ن
شب است و خواب عميقی ربوده شهر مرا
کجــاست شيطنت کودکـــی و سوتک من؟
بترس ازاين هــمه لولو که پشت پنجره اند
بخواب شعر قشنگم، بخواب کــــــودک من...
سعید بیابانکی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.