امشب مســـتعد فروپاشی نشان میدهد:)

به روی همه خاک های مسیر های فرعی
که دوست دارم تک تکشان را آرام مزه کنم ، نم زده و
فضا بشدت حساس پیش می‌رود ...
امشب
شب مرگ کرم های شبتاب و چند پروانه خوشرنگ در پیله است ...
شب سوزش چشم های مرداب و
دلگیری مهتاب ...
شبی که تابستان خودش را کمی به خواب میزند
تا گرمی بی رحم خورشیدش
کمی دست بکشد از ظلف های تشنه این خاک ...
کاغذ های پر حرف
سرازیر مرداب اند...
امشب مستعد فروپاشی نشان میدهد..
من فقط یک تِرک یگانه* کم دارم و
این حال
بشدت قابل حریق شده...
یک پروانه
از پیله اش بیرون زد و
به این حال قابل اشتعال ،
از بال هایش شعله کشید و...
.
.
.
پ.ن: بیخوابم و با هیچکسم میل سخن نیست‌...
«....(یک جمله اینجا بوده که ب دستور مقامات ایالتی خودم حذف شد )...»


پ.ن.۲
من چیزی نمی‌زنم اینارو می‌نویسم
یکم خودتونو جای اشیا و موجودات بزارید .. درک میکنید ..البته انتظاری نیس:)

پ.ن‌.۳
من همانم که
جای لهستان ،
اول تمام راه های فرعی را
فتح میکنم...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.